X
تبلیغات
قشنگ ترین عکس ها

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم خرداد 1392ساعت 8:54 قبل از ظهر  توسط مصطفی  | 

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ

الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ

صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ

في هذِهِ السّاعَةِ

وَفي كُلِّ ساعَةٍ 

وَلِيّاً وَحافِظاً

وَقائِدا ‏وَناصِراً 

وَدَليلاً وَعَيْناً 

حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً 

وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً
+ نوشته شده در  شنبه چهارم خرداد 1392ساعت 11:24 قبل از ظهر  توسط مصطفی  | 

از همان ابتدایت ای آقا

شده ام آشنایت ای آقا

من فقیر و یتیم و مسکینم

من گدایم گدایت ای آقا

با ظهور هلال ماه رجب

می شوم مبتلایت ای آقا

می شود پهن بین هر خانه

سفره های غذایت ای آقا

دست و دل بازیت چه بسیار است

کرده غوغا عطایت ای آقا

پدر و مادرم به قربانت

همه چیزم فدایت ای آقا

تا زمانی که من نفَس دارم

می نویسم برایت ای آقا

می نویسم که خیلی آقایی

می نویسم که ابن زهرایی

تویی «آقا» و ما همه «بنده»

ظرف ما از وجودت آکنده

مهبط الوحی و معدن العلمی

علم در پیش تو سرافکنده

نه که یک مرتبه... هزاران بار

داده ای تو خبر ز آینده

هادی راه ما احادیثت

نظراتت همیشه سازنده

کوری چشم دشمنان حسود

تویی آن آفتاب تابنده ...

... که همیشه هدایتت باقی ست

پرتو نور توست پاینده

کافی است تا کمی اشاره کنی

شیر در پرده می شود زنده

تویی آن کس که می زند زانو

پیش پای تو شیر درّنده

چه کسی گفته که تو بی یاری؟!

لشکری از فرشتگان داری

با وجود تو کیمیا دارم

خوش به حالم که من تو را دارم

حال و روز مرا ببین آقا

شوق دیدار سامرا دارم

دل من لک زده برای حرم

تا بیایم حرم، دعا دارم

مطمئنّم که می رسم پابوس

چون که یار گره گشا دارم 

نوکری روسیاه و بد داری

دلبری خوب و با وفا دارم

با دعای تو بچه هیأتی ام

بین هیأت «بروـ بیا» دارم

می زنم لطمه بر سر و صورت

در عزای تو من عزادارم

بعد از آنی که زهر نوشیدی

به خودت بین حجره پیچیدی

باز هم رنج بی حساب ای وای

باز هم روضه و عذاب ای وای

بی حیاهای مست و لایَعقل

کارشان کار ناصواب ای وای

بی اجازه هجوم آوردند

به در بیت آفتاب ای وای

نیمه ی شب شبیه اجدادت

می دویدی چه با شتاب ای وای

پشت مرکب کشان کشان رفتی

وَ شدی نقش بر تراب ای وای

وارث حیدری و جا مانده

روی دستت رد طناب ای وای

چیده شد در مقابل چشمت

جام های پر از شراب ای وای

با تماشای بزم باده و جام

زنده شد خاطرات مجلس شام

روضه می خواند و بر دهان می زد

آتش روضه را به جان می زد

با همان سوز سینه و اشکش

تیشه بر ریشه ی خزان می زد

روضه ها روضه های سختی شد

چه گریزی در آن میان می زد! ...

...خنده های یزید بی احساس

طعنه هایی به جدّمان می زد

جلوی چشم دخترش، نامرد ...

  ... به لبش چوب خیزران می زد

ناله می زد تو را خدا بس کن

ولی عمداً چه بی امان می زد

می دوید او به سمت بابایش

به روی خود دوان دوان می زد

به عمو جان خود توسل کرد

حرف هایی به پهلوان می زد

ناگهان مثل فاطمه افتاد

عاقبت از غم پدر جان داد

محمد فردوسی

+ نوشته شده در  شنبه چهارم خرداد 1392ساعت 11:24 قبل از ظهر  توسط مصطفی  | 
روز موعود
تا به کی مهجور از یاریم ، یا زهرا مدد

بی نصیب از فیض دیداریم یا زهرا مدد

در میا سرزمین روضه ی غمبار تو

دانه ها از اشک می کاریم یا زهرا مدد

بهر ترویج مرام و مسلک و اندیشه ات

در جهان آماده کاریم ، یا زهرا مدد

کاسه ی چشمان ما لبریز احسان شماست

از عنایات تو سرشاریم یا زهرا مدد

کی به تکرار غم انگیز مدینه تن دهیم ؟!

آگه و هشیار و بیداریم ، یا زهرا مدد

شک و تردیدی به دلها ره ندارد در ولا

کی محل بر شبهه بگذاریم ، یا زهرا مدد ؟!

روز موعود از برای انتقام سیلی ات

در رکاب آن علمداریم ، یا زهرا مدد

ذکر یا زهرا مدد ذکر ظهور مهدی است

فاطمی گشتن همان درک حضور مهدی است

حسن علی پور 
+ نوشته شده در  شنبه چهارم خرداد 1392ساعت 11:22 قبل از ظهر  توسط مصطفی  | 

+ نوشته شده در  شنبه چهارم خرداد 1392ساعت 11:21 قبل از ظهر  توسط مصطفی  | 
دعاى امام حسين عليه السلام مستجاب شد


علامه مجلسى از شيخ طوسى به سند معتبر از امام صادق عليه السلام روايت كرده است :
زنى در مكه طواف مى كرد. آن زن دست خود را از آستين بيرون آورد مردى دست خود را روى دست آن زن نامحرم گذاشت . آن مرد هر چه سعى كرد نتوانست دستش را جدا كند. تا اين كه مردم قطع طواف كردند و همه آن دو را تماشا مى كردند. خبر به والى مكه رسيد، چون والى حاضر شد فقها را طلبيد. تمام فقها فتوا دادند كه دست آن مرد خائن بايد قطع شود، براى اين كه خلاف اسلام رفتار كرده است . والى گفت : آيا كسى از فرزندان محمد صلى الله عليه و آله در اين جا هست ؟
گفتند: بلى امام حسين عليه السلام امشب تشريف فرما شده اند. پس والى حضرت را طلبيد و عرضه داشت : توجه فرماييد چه بلايى بر سر ايشان آمده است ! حضرت اين منظره را ديده رو به سوى كعبه گردانيد و دست به دعا برداشت و ساعتى دعا كرد. پس از دعا به سوى آنها آمد و دست آن مرد را گرفته از دست آن زن جدا كرد. پس از اين جريان والى عرضه داشت : اى پسر رسول خدا، آيا عقاب كنم او را به اين كارى كه كرده است ؟ حضتر فرمودند: نه

شايد غرض حضرت اين بوده كه همان مفتضح شدن ميان مردم مكافات علمشان بوده است . ولى متاسفانه اخيرا عده اى مجهول الحال در لباس ‍ روحانيت ترويج وهابيت كرده اين گونه كرامات را منكرند! (۱)

2. معجزه باغ بهشت


هنگامى كه امام حسين عليه السلام از مدينه طيبه به قصد زيارت بيت الله الحرام بيرون شد و در خدمت آن حضرت جمعيت زيادى بودند، مردى از قافله مريض شد و به آن حضرت عرض كرد: به انار خيلى ميل دارم . آن جناب فرمود: در اين بيابان باغى است از انار و ميوه هاى ديگر، برو و هرچه مى خواهى تناول كن . در آن سرزمين قبل از اين باغى نبود. اهل قافله رفتند باغى مشاهده كرده ، داخل آن شدند و هر كس از هر ميوه اى خواست خورد.
و چون از باغ بيرون آمدند از نظرها ناپديد شد (معجزه ديگر در آن وقت از آن حضرت سر زد) در همان حال آهويى پيدا شد حضرت به او اشاره نمود (آهو نزديك آمد)، فرمود او را ذبح كنيد و استخوان آن را نشكنيد آن حيوان را ذبح كردند و گوشت آن را خوردند و استخوان ها را در پوستش نهادند. آن حضرت دعا كرد و آهو زنده شد پس به اصحاب فرمود هر كدام به شير آهو مايل باشيد از آن بدوشيد. همه از آن دوشيدند و آشاميدند و به بركت دعاى حضرت همه را كفايت كرد. بعد به آهو فرمود تو را چند طفل است و انتظارت را مى كشند برو آنها را شير بده . (۲)

۳. زنده شدن مرده به دعاى امام حسين عليه السلام


يحياى ام طويل گويد: نزد مولايم امام حسين عليه السلام بودم كه جوانى بر آن حضرت داخل شد و او مى گريست . حضرت فرمود: چه تو را مى گرياند جوان عرض كرد: يابن رسول الله ، همانا مادرم در اين ساعت مرد و ثروتى زياد واگذارده و به من وصيتى نكرده و نمى دانم كجا او را دفن كنم (و او را از آن مال بازداشته بود) حضرت فرمود: هنگام مرگ به تو چه گفت ؟ عرض ‍ كرد: به من گفت : چون خواستى كارى براى من انجام دهى به جا نياور مگر به آنچه فرزند دختر رسول خدا اشاره فرمايد. اكنون اى مولايم چه مى فرمايى ؟
حضرت فرمود: آيا دوست دارى خداوند مادر تو را زنده كند و تو را به آنچه مى خواهى خبر دهد؟
آن جوان گفت : چه بسيار نيك است ، حضرت برخاست و با آن جوان روانه شد و مردم هم با آنان روانه شدند تا به منزل مادر او رسيدند. حضرت بر سر مادر او ايستاد و خداى عزوجل را به دعاهايى خواند كه نفهميدم . بعد فرمود: قومى يا امه الله باذن الله تعالى و اوصى الى ابنك بما تريدين . اى كنيز خدا به اذن خداى تعالى برخيز و به پسرت آنچه خواهى وصيت كن . ناگاه آن زن برخاست و شهادت داد و گفت : السلام عليك يابن رسول الله ، همانا نزد من مال زيادى بود در فلان جا نهادم ، آن را بيرون آور و دو سوم آن براى شما هر چه خواهيد بكنيد و ثيك سوم ديگر را به همين پسرم بده اگر مى دانى دوست شماست و اگر مخالف است از آن منعش فرما، زيرا مال من حرام است بر كسى كه شما اهل بيت را دشمن بدارد. آن زن دوباره مرد و حضرت فرمود: او را غسل دهيد و دفن كنيد.


4. زنده كردن اسبان


طبيبى بود اهل موصل از دوستان معاويه كه او را خليفه مى دانست . روزى يكى از پيروان مكتب علوى با او ملاقات كرد و در ضمن اتمام حجت به او فهمانيد كه امام بايد داراى فضايل و مكارم اخلاق باشد و اكنون علايم امات حجت به او فهمانيد كه امام بايد داراى فضايل و مكارم اخلاق باشد و اكنون علايم امامت در حسين بن على موجود است ، و از خوان احسان او ايتام و ارامل و مساكين بهره ورند، سخنان او را در دل آن طبيب موثر شد، اما با خود گفت : مى بايد گفتار اين كس را محك زد، اتفاقا در همسايگى او بيوه زنى بود كه يتيمى داشت و آن زن مريض شد. پسرش را نزد طبيب فرستاد و گفت : مادرم چنان حالتى يافته ، طبيب پس از استفسار از عقيده آن پسر ديد از محبان حسين عليه السلام است ، گفت : علاج مرض مادرت جگر اسبى است فلان رنگ . يتيم گفت : از كجا فراهم كنم ؟ پاسخ داد: از امامت حسين بطلب
آن طبيب خدمت امام حسين آمد و از غلامان خواست او را به طويله ببرند تا اسب ها را بنگرد. چون آنها را كشته ديد پرسيد نه براى چه اينها را كشته اند؟ گفتند: براى يتيمى كه مادرش معالجه شود طبيب تقاضا كرد خدمت حضرت برسد. چون او را آوردند به قدم هاى آن بزرگوار افتاد و از شيعيان شد. حضرت علت پرسيد؟ او جريان را بيان كرد. حضرت فرمود: اينها سهل است ، بيا تا به تو امرى بالاتر بنمايم و دعا نمود: الهى تو قادرى اينها را زنده كنى ، اگر ما را نزد تو قرب و منزلتى است به حرمت جد و پدر و مادر و برادرم اينها را زنده گردان اسبان به قدرت بارى زنده شدند.(۳)


۵. معجزه فرار تب


زراره بن اعين گويد: امام صادق عليه السلام آن مهد مرا حديث نمود كه عبدالله بن شداد بن الهادى احبشى مريض شد و سخت تب كرد، حسين بن على عليه السلام چون اين بدانست به عيادت او رفت . هنگامى كه از در خانه وارد شد، تب از عبدالله بيرون شد، عرض كرد: شاد و شاكرم از آن منزلت كه خداوند شما را عطا فرموده همانا تب از شما گريزان است . حضرت فرمود: والله ما خلق الله شيئا الا قد امره بالطاعه لنابه خدا سوگند خداوند چيزى را نيافريد مگر اين كه او را به اطاعت ما امر نمود. عبدالله عرض كرد:
در اين هنگام صدايى شنيدم و كسى را نديدم كه همى گويد: لبيك .


۶ . داستان زن صابئى


عالم و فقيه فرزانه آيه الله العظمى آقاى حاج سيد محمد حسينى شيرازى دام ظله العالى در كتاب عاشورا روز تجديد اسلام معجزه اى را از حضرت امام حسين عليه السلام نقل مى كند، ايشان مى فرمايد: در كربلا با صائبى ها مباحثات فراوانى شنيده ام ، از جمله آنها اين داستان است .
يك زن صائبى شب عاشورا به يكى از مجالس سيدالشهدا عليه السلام كه در همسايگى آنها بر پا بوده مى رود و براى دختر خود مقدارى برنج به عنوان تبرك درخواست مى كند و از صاحب منزل مى خواهد اين امر را براى كسى نگويد، چون نزد صائبى ها اين كار بسيار ناخوشايند بوده و جرم به حساب مى آمد و اگر اين امر افشا مى شد احيانا به كشته شدن او مى انجاميده است .
بعد از گذشت يك سال با روى باز و چهره خندان به صاحب مجلس ‍ مى گويد: به بركت مجلس سيدالشهدا عليه السلام ، دخترم بعد از 13 سال حامله گشته و فرزندى به او عنايت شده كه نامش را حسين گذاشتيم و به اين وسيله تمام آن خانواده به دين اسلام مشرف مى شوند.(۴)


۷. معجزه انگور


در مدينه المعاجز عبدالله بن محمد گويد: در مسجد در محضر مقدس ‍ حسين بن على عليهما السلام نشسته بوديم ، فرزندش على اكبر در آمد و از پدر بزرگوارش در غير موسم انگور طلبيد. آن حضرت دست مباركش را بر ستون مسجد زد و انگور و موز بيرون آورد و فرمود: ما عند الله لاوليائه اكثر، آنچه نزد خداوند است براى دوستانش بيشتر از اين خواهد بود. (۵)


۱ . تحفة الزائر، علامه مجلسى ، چاپ سنگى

۲. بحار، ج 98، ص 1163 ، كامل الزيارات ، باب 20679.

۳. بحار ج 98، ص 50، (ح 1 و 2 )كامل الزيارات ، باب 46، ص 128 - 129.

۴. بحار ج 98 ، ص 68، كامل الزيارات ، باب 77، ص 190.

۵. بحار، ج 98، ص 15، كامل الزيارات ، باب 98، ص 297

+ نوشته شده در  شنبه چهارم خرداد 1392ساعت 11:19 قبل از ظهر  توسط مصطفی  | 
عشق و محبت، به خاطر جاذبه‌ای که دارد، محب رابه سوی محبوب جذب می‌کند و افکار و عقاید او را در قلب محب زنده می‌سازد. به این جهت هر چه محبت شدیدتر باشد، سنخیت روحی بین محب و محبوب بیشتر می‌شود. حضرت علی می‌فرماید:
«احسن الحسنات حبنا و اسوء السیئات بعضنا»
نیکوترین خوبیها، محبت ما (خاندان) است و بدترین بدیها، دشمن داشتن ما است



عشق و محبت، سنگين و تنبل را چالاك و زرنگ مى‏كند و حتى از كودن، تيزهوش مى‏سازد.

عشق است كه از بخيل، بخشنده و از كم طاقت و ناشكيبا متحمل و شكيبا مى‏سازد.

عشق، قواى خفته را بيدار و نيروهاى بسته و مهارشده را آزاد مى‏كند نظير شكافتن اتمها و آزاد شدن نيروهاى اتمى. الهام بخش است و قهرمان ساز



ائمه الگوهای عملی اسلام بودند و عشق به آنان مستلزم عشق به اخلاق و اعمال آنان است و بی تردید آنان در اخلاق و اعمال زبانزد عام بودند
عشق به خدا و اولیای خدا از جمله ائمه موجب می شود عملی انجام دهیم که مرضی آنان باشد.
یعنی آیا معصیت خدا می کنی و در عین حال اظهار عشق به او می کنی؟ این به جانم سوگند از کارهای عجیب است. اگر در عشقت راستگو بودی، او را اطاعت می کردی؛ زیرا عاشق مطیع معشوقش است.
+ نوشته شده در  شنبه چهارم خرداد 1392ساعت 11:18 قبل از ظهر  توسط مصطفی  | 
همیشه فکر می کردم تنهایی اینه که کسی و نداشته باشی اما فکرم پوچ بود تنهایی اینه که از حضرت علی و حضرت زهرا دور افتادیم که اونا رو فراموش کردیم و از یوسف زهرا دور موندیم.یا زهرا...

+ نوشته شده در  شنبه چهارم خرداد 1392ساعت 9:5 قبل از ظهر  توسط مصطفی  | 
+ نوشته شده در  شنبه هجدهم اردیبهشت 1389ساعت 10:27 قبل از ظهر  توسط مصطفی  | 
با سلام خدمت دوستان گرامی چند تا عکس از پراید خودم میزارم امیدوارم خوشتون بیاد.





+ نوشته شده در  شنبه هجدهم اردیبهشت 1389ساعت 10:24 قبل از ظهر  توسط مصطفی  | 
گاهی سکوت از بلند ترین فریاد ها بلند تراست و گاهی سکوت مهر باطلی است بر تمام فریاد ها پس بدان در چه زمانی باید سکوت کرد
+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم بهمن 1388ساعت 1:30 قبل از ظهر  توسط مصطفی  | 



يه روز بهم گفت: «مي‌خوام باهات دوست باشم؛ آخه مي‌دوني؟♥من هم خيلي تنهام ».
بهش لبخند زدم و گفتم: «آره مي‌دونم. فكر خوبيه.♥من هم خيلي تنهام».
يه روز ديگه بهم گفت: «مي‌خوام تا ابد باهات بمونم؛ آخه مي‌دوني؟♥من اينجا خيلي تنهام ».
بهش لبخند زدم و گفتم: «آره مي‌دونم. فكر خوبيه♥من هم خيلي تنهام».
يه روز ديگه گفت: «مي‌خوام برم يه جاي دور، جايي كه هيچ مزاحمي نباشه. بعد كه همهچيز روبراه شد تو هم بيا. آخه مي‌دوني؟ ♥من اينجا خيلي تنهام♥».
بهش لبخند زدم و گفتم: «آره مي‌دونم. فكر خوبيه. ♥من هم خيلي تنهام».
يه روز تو نامه‌ش نوشت: «من اينجا يه دوست پيدا كردم. آخه مي‌دوني؟ ♥من اينجا خيلي تنهام♥».
براش يه لبخند كشيدم و زيرش نوشتم: «آره مي‌دونم. فكر خوبيه.من خیلی تنهام ».
يه روز يه نامه نوشت و توش نوشت: «من قراره اينجا با اين دوستم تا ابد زندگي كنم. آخه مي‌دوني؟ ».
براش يه لبخند كشيدم و زيرش نوشتم: «آره مي‌دونم. فكر خوبيه. ♥من هم خيلي تنهام♥».
حالا ديگه اون تنها نيست و من از اين بابت خيلی خوشحالم و چيزی که بيشتر خوشحالم می کنه اينه که نمی دونه ..
♥♥من هنوز هم خيلي تنهام♥♥...
+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم بهمن 1388ساعت 1:28 قبل از ظهر  توسط مصطفی  | 
به سراغ من اگر مي آييد،نرم و آهسته بياييد،مبادا كه ترك بردارد، چيني نازك تنهايي من!

بهترين چيز رسيدن به نگاهي است كه از حادثه ي عشق تر است!

مانده تا برف زمين آب شود،زير برف است تمناي شنا كردن كاغذ در باد!

شايد آن روز كه سهراب نوشت:تاشقايق هست زندگي بايد كرد،
خبري از دل پر درد گل ياس نداشت.
بايد اينطور نوشت:
هرگلي هم باشيم،چه شقايق،چه گل پيچك وياس،
«زندگي اجباري است.»
+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم بهمن 1388ساعت 1:23 قبل از ظهر  توسط مصطفی  | 
دلم گرفته است،دلم گرفته است.

به ايوان مي روم و انگشتانم را

بر پوست كشيده ي شب مي كشم.

چراغ هاي رابطه تاريك اند،چراغ هاي رابطه تاريكند.

كسي مرا به آفتاب معرفي نخواهد كرد.

كسي مرا به ميهماني گنجشك ها نخواهد برد.

پرواز را به خاطر بسپار ،

                              پرنده مردني ست.

فروغ فرخزاد

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم بهمن 1388ساعت 1:22 قبل از ظهر  توسط مصطفی  | 
افتاد.وچه پژواكي كه شنيد اهريمن.

و چه لرزي كه دويد از بن غم تا به بهشت.

من در خويش،وكلاغي لب حوض.

خاموشي،و يك زمزمه ساز.

تنه ي تاريكي،تبر نقره ي نور.

و گوارايي بي گاه خطا،بوي تباهي ها،گردش زيست.

شب دانايي. و جدا ماندم: كو سختي پيكر ها،كو بوي زمين

                                       چينه ي بي بعد پري ها؟

اينك باد،پنجره ام رفته بي پايان.

خوني ريخت،بر سينه ي من ريگ بيابان!

چيزي گفت،و زمان ها بر كاج حياط،همواره وزيد و وزيد.

اين هم گل انديشه،آنهم بت دوست.

ني ، كه اگر بوي لجن مي آيد،آن هم غوك كه دهانش

                                                          ابديت خورده است.

ديدار دگر،آري: روزن زيباي زمان.

ترسيد ،دستم به زمين آميخت،هستي لب آيينه نشست،

                                               خيره به من:غم ناميرا.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم بهمن 1388ساعت 1:20 قبل از ظهر  توسط مصطفی  | 
همچو گوهر گر دلم از سنگ گردد دور نیست  دور از مژگان ابر نوبهار افتاده ام
نه همین صف زده مژگان سیه باید داشت
  به صف دل شدگان هم نگهی باید کرد
به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینم
  بیا کز چشم بیمارت هزاران درد برچینم
بس که دیوار دلم کوتاه است
  هر که از کوچه تنهای ما میگذرد
به هوای هوسی هم که شده
  سرکی می کشد و می گذرد
بگین چشاش به در بود,نیومدی سراغش
  بگین بی قرار عشقت بود,نیومدی سراغش
بگین که دیوانه نگاهت بود,نیومدی سراغش
  بگین که عاشقت مرد,دیگه نیا سراغش
سیه چشمی به کار عشق استاد
به من درس محبت یاد می داد.
مرا از یاد برد اخر ولی من
به جز او عالمی را بردم از یاد!
اگر به سرمشق تار مويي رسم به نقاش آن تبسم 
ز پرده ي ديده تا به مژگان چه حيرت آباد مي نگارم
نسبت محويت از ما قطع كردن مشكل است 
حسن تا آيينه دارد حيرت آباديم ما 

حيرت آباد است اينجا كو قدم برداشتن 
اين قدرها بس كه دامان مژه بالا زنيم.
حيرت نگاه شوكت نوميدي خودم 
كاين هفت عرصه يك كف بي دستگاه اوست

ديده حيرت نگاهان را به مژگان كار نيست 
خانه آيينه در بند در و ديوار نيست
شعر من شعر غزل 
شعر اصل غیر بدل
شعر من وصف شماست
خوبی و عشق صفاست
شعر من خداش شماست
شعر من عشق شماست
شعر من خوبی تو
شعر من عطر گیسوی تو
شعر من نام خدا
شعر من عشق و وفا
شعر من بوی چمن
بوی مژگان یاس من
شعر من عین قصیده
بید کهنه خمیده
شعر من از قافیه پریده
شعرمن غم وندیده
شعر من تا قیامت
یک کلام دارد ((نامت))
اسمان ذره ای از چشمان زیبای توست
دریا ها از مژگان تو سر چشمه گرفته اند و رودها جاری شدند
کائنات از نفس تو می چرخد و اسمان کبود و 
کهکشان با وجود تو استوار است
از کدامین شعر میایی ؟ 
ای که مسلخ تن هم مدیون چشمهای زیبای توست
ای که ندیده ات از هر دیده بیشتر می ارزد
از کدامین شعر میایی؟
شاعران همه پریدند و دود شدند تو باقی ماندی
صدای ناقوس معبد شاعران بوی مرگ گرفته 
ولی شعر تو جاریست
شعر مژگان زیبا جاریست 
شعر اشک و لبخند
شعر روز رفتن
شعر اصل هستی جاریست 
شعر تو٬ شعری که تو در ان وجود داری!
قافیه مطرح نیست عشق تو مطرح میشود 
در
 شعر و جایی که شاعر نیست
از کدامین دود میایی ای؟؟
 که ملائک بر جنس تو حسادت میکنند
ای که از مه امدی و با دود رفتی 
ای که از چشم امدی با رود رفتی
ای که تو زیبایت اتش بر رود زد 
از کدامین شعر میای؟؟؟
ای که مسلخ تن بر تو می نازد ؟؟؟
از کجا می ایی
چشم جان گر به رخت دوخته دارم چه عجب که به مژگان تو چشم از دو جهان دوخته ام
خداوندا اگر باید هنوزم
به راه وصل تو عمری بسوزم
ز مژگان سوزان و با تاری از عشق
به پیکر جامه عشق تو دوزم
بسوزانم بسوزانم بسوزانم بسوزان
از نوک مژگان می زنی
تیرم چند تیرم چند تیرم چند
غم عشقت مرا
از پای افکند پای افکند پای افکند
از نوک مژگان می زنی
تیرم چند تیرم چند تیرم چند
غم عشقت مرا
از پای افکند پای افکند پای افکند
چرا می زنی می زنی می زنی می زنی یار
چرا می کشی می کشی می کشی می کشی یار
تو با ناوک مژگان همه خلق جهان را 
همه پیر و جوان را جانم
همه پیر و جوان را
همچو بارانی که شوید جسم خاک
هستی ام ز آلودگیها کرده پاک
ای تپشهای تن سوزان من 
آتشی در سایه مژگان من
عشق چون در سینه ام بیدار شد
از طلب ، پا تا سرم ایثار شد
ای مرا با شور و شعر آمیخته
این همه آتش به شعرم ریخته

من خود آتشی که مرا داده رنگ فنا میشناسم 
من خود شیوه نگه چشم مست تو را می شناسم 
دیگر ای برگشته مژگان 
از نگاهم رو مگردان 
دین من, دنیای من از عشق جاویدان تو رونق گرفته 
سوز من سودای من از نور بی پایان تو رونق گرفت
 -----------------------------------------------------------------------------
MozhgAn.blogfa.ir

-------------------نظر یادتون نره----------------

رونق عهد شبابست دگر بستان را میرسد مژده گل بلبل خوش الحان راگر چنین جلوه کند معنبچه باده فروش خاکروب در میخانه کنم مژگان را
  ♥♥♥♥♥♥♥♥
جان درازی تو بادا که یقین میدانم
  در کمان ناوک مژگان تو بی چیزی نیست
  ♥♥♥♥♥
درآب و رنگ رخسارش چه جان دادیم و خون خوردیم
  چو نقشش دست داد اول رقم بر جان سپاران زد
منش با خرقه پشمین کجا اندر کمند آرام
  زره موئی که مژگانش ره خنجر گزاران زد
  ♥♥♥
دوش در حلقه ما قصه گیسوی تو بود
  تا دل شب سخن از سلسله موی تو بود
دل که از ناوک مژگان تو در خون میگشت
  باز مشتاق کمانخانه ابروی تو بود
  ♥♥♥
روز مرگم نفسی وعده دیدار بده
  وانگهم تا به لحد فارغ و آزاد ببر
دوش میگفت بمژگان درازت بکشم
  یارب از خاطرش اندیشه بیداد ببر
  ♥♥♥
به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینم
  بیا کز چشم بیمارت هزاران درد بر چینم
الا ای همنشین دل که یارانت برفت از یاد
  مرا روزی مبادآن دم که بی یاد تو بنشینم
  ♥♥♥
شاه شمشاد قدان خسروشیرین دهنان
  که بمژگان شکند قلب همه صف شکنان
مست بگذشت و نظر بر من درویش انداخت
  گفت ای چشم و چراغ همه شیرین سخنان
  ♥♥♥

Mozhgan.bLoGfA.iR

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم بهمن 1388ساعت 1:16 قبل از ظهر  توسط مصطفی  | 

مراحل زیر را به ترتیب انجام دهید . تا معجزه ای شگفت انگیز را متوجه شوید.(این مطلب برگرفته از اساطیر چینی است)

1- ابتدا کف دو دستتان را روبروی هم قرار دهید و دو انگشت میانی دست های چپ و راستتان را پشت به پشت هم بچسبانید.

 2- چهار انگشت باقی مانده را از نوک آنها به هم متصل کنید.

 3- به این ترتیب تمامی پنج انگشت به قرینه شان در دست دیگر متصل هستند.

4- سعی کنید انگشتان شست را از هم جدا کنید. انگشت شست نمایانگر والدین است. انگشت های  شست می توانند از هم جدا شوند زیرا تمام  انسان ها روزی می میرند . به این صورت والدین ما روزی ما را ترک خواهند کرد.

5-لطفا مجددا انگشت های شست را به هم متصل کنید . سپس سعی کنید انگشت های دوم را از هم جدا نمائید. انگشت دوم (انگشت اشاره ) نمایانگر خواهران و برادران هستند. آنها هم برای خودشان همسر و فرزندانی دارند. این هم دلیلی است که انها ما را ترک کنند.

6- اکنون انگشت های اشاره را روی هم بگذارید و انگشت های کوچک را از هم جدا کنید. انگشت کوچک نماد فرزندان شما است. دیر یا زود آنها ما را ترک می کنند تا به دنبال زندگی خودشان بروند.

7- انگشت های کوچک را هم به روی هم بگذارید. سعی کنید انگشت های چهارم (همان ها که در آن حلقه ازدواج را قرار می دهیم) را از هم باز کنید. احتمالا متعجب خواهید شد که می بینید به هیچ عنوان نمی توانید آنها را از هم باز کنید. به این دلیل که آنها نماد زن و شوهری هستند که برای تمام عمر به هم متصل باقی می مانند.

 عشق های واقعی همیشه و همه جا به هم متصل باقی می مانند.

نظر شما چی هست ؟

+ نوشته شده در  شنبه سی ام آبان 1388ساعت 5:33 بعد از ظهر  توسط مصطفی  | 

حقيقتي کوچک براي آناني که مي خواهند زندگي خود را 100% بسازند!!!

اگر

A B C D E F G H I J K L M N O P Q R S T U V W X Y Z

برابر باشد با

1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26

 (تلاش سخت) Hard work

 H+A+R+D+W+O+ R+K

8+1+18+4+23+ 15+18+11= 98%

*

(دانش) Knowledge

K+N+O+W+L+E+ D+G+E

11+14+15+23+ 12+5+4+7+ 5=96% 

*

(عشق) Love

L+O+V+E

12+15+22+5=54%

*

خيلي از ما فکر ميکرديم اينها مهمترين باشند مگه نه؟!!!

پس چه چيز 100% را ميسازد؟؟؟

(پول) Money

M+O+N+E+Y

13+15+14+5+25= 72%

*

(رهبري) Leadership

L+E+A+D+E+R+ S+H+I+P

12+5+1+4+5+18+ 19+9+16=89%

*

پس براي رسيدن به اوج چه کنيم؟ 

(نگرش) Attitude 

1+20+20+9+20+ 21+4+5=100% 

*

اگر نگرشمان را به زندگي، گروه و کارمان عوض کنيم زندگي 100% خواهد شد.

نگرش همه چيز را عوض ميکند، نگرشت را عوض کن همه چيز عوض ميشود...

+ نوشته شده در  شنبه سی ام آبان 1388ساعت 5:31 بعد از ظهر  توسط مصطفی  | 

قصد داریم تا اینبار یک ترفند فوق العاده را برای شما معرفی کنیم. مطمئنأ برای شما نیز پیش آمده که دوست داشته باشید گاهی ناشناس بمانید. این ترفند روشی را به شما معرفی میکند که میتوانید پیام کوتاه متنی SMS ارسال کنید به شکلی که شماره شما برای فرد مورد نظر نمایش پیدا نکند و کاملأ مخفی میمانید. این ترفند خصوصیاتی دارد که باید گوشی فرستنده و دریافت کننده آن را دارا باشد. پیشنهاد میکنیم این ترفند را حدأقل یکبار تست کنید تا نتیجه را ببینید.

ابتدا به این نکات دقت کنید:
این ترفند تنها روی گوشی هایی قابل اجراست که قابلیتی به نام Email gateway را دارا باشند. گوشی هایی که این قابلیت رو دارند اکثرأ سونی اریکسون هستند همانند W800 , W810 , W550 ,K750 , K700 , S700 و ... .
برای استفاده از این ترفند باید هر دو گوشی فرستنده و دریافت کننده قابلیت Email gateway را دارا باشند. پس پیش از هرکاری این موضوع رو یقین پیدا کنید.

اکنون همانند دستورالعمل زیر مراحل را طی کنید ، تنها ممکن است بسته به تنوع گوشی شما مقداری تغییرات وجود داشته باشد:
ابتدا از منوی اصلی وارد قسمت Messaging شوید. سپس به قسمت Settings رفته و به بخش Text Messaging وارد شوید. در قسمت بعد به Email gateway رفته و شماره فردی که میخواهید SMS را برایش ارسال کنید را وارد کرده و Add کنیم.
حالا به عقب بازگردید ، پس از وارد شده مجدد به بخش Messaging ، قسمت Write New را انتخاب کنید. Text Message را انتخاب کنید ، متن مورد نظر را تایپ نمایید و Continue را انتخاب کنید. اکنون گزینه اول یعنی Enter Email Address را انتخاب کرده و ایمیل info@far30mobile.com را وارد نمایید. در پایان پیام را ارسال کنید.

اکنون فرد مورد نظر به هنگام دریافت پیام به جای شماره شما آدرس ایمیلی که وارد کردید را مشاهده خواهد

+ نوشته شده در  شنبه سی ام آبان 1388ساعت 5:30 بعد از ظهر  توسط مصطفی  | 
آیا می دانستید...
آیا می دانید که حضرت محمد (ص) چگونه اخلاقی داشت؟
آیا می دانید که آنحضرت در مجموع هم در زندگی شخصی و هم در زندگی اجتماعی خود چگونه رفتار و کردار داشتند؟
پس بیایید که با هم در طی چند مرحله کوتاه با اخلاق، رفتار، کردار و شخصیت خانوادگی و اجتماعی و برازنده پیامبر عظیم الشأن و بزرگوار، حضرت محمد (ص) آشنا شویم...
اما بر شما دوستان گرامی هویداست که هر قدر از اخلاق و رفتار و شخصیت والای آن حضرت بگوییم باز هم کم است و کم است! و قادر خواهیم بود که به دور کامل و دقیق آن را بیان کنیم. چون خود می دانید که او رحمتی برای جهانیان بوده و هست...
بنابراین به چند مورد از روایات و مطالب کوتاه تاریخی و مستند که در مورد اخلاق پیامبر گرامی نقل شده است که موارد گوناگونی را دربر می گیرد، اشاره می نماییم و در آینده باز هم ان شاء الله کوشش می کنیم که اخلاق و رفتار و شخصیت پیامبر را از بعدها و زوایای گوناگون مورد بررسی قرار دهیم و مطالبی کوتاه و مفید را برای شما تقدیم کنیم.
اخلاق پیامبر گرامی، حضرت محمد (صلی الله علیه و آله)
(1)
از آنجا که کانون خانواده مهمترين جايگاه تربيتي و رشد و تعالي انسانهاست، پيامبر (ص) در حفظ آرامش آن نهايت دقت را داشت، رأفت و مهرباني از يک سو و رفق و مدارا از سوي ديگر به همراه رعايت حقوق همسران شيوه نبي اکرم (ص) بود و اخلاق نيکو و حسن معاشرت با آنان و گاه تحمل تند خويي و بد زباني آنها موجب تعجب اصحاب مي شد و درباره تند خويي همسران مي فرمود:
همه انسانها داراي خصلت هاي نيک و بد هستند و مرد نبايد تنها جنبه هاي ناپسند همسر خود را ببيند و او را ترک کند، زيرا هرگاه از يک خصلت او ناراضي مي شود خلق ديگرش باعث خشنودي اوست و اين دو را روي هم بايد به حساب بياورد
صحيح مسلم ج4، ص178
-*-*-*- -*-*-*- -*-*-*- -*-*-*- -*-*-*-
پيامبر (ص) به خوشرويي در خانه اهميت زيادي مي داد و اصحاب را به مدارا با زنان ترغيب مي نمود و در اخرين لحظات عمر خود به آن سفارش مي کرد و سعي آن حضرت بر آن بود تا مردان رابا مقام و شخصيت والاي زن آشنا کند و به آنان بفهماند که زنان به عنوان برترين مربي انسانها نقش بزرگي در سعادت و بدبختي جوامع بشري دارند. به اين جهت در هر فرصتي که دست مي داد از زن به عنوان مادر و به عنوان همسر مومنه تجليل مي کرد و مي فرمود:
بعد از اسلام بهترين چيزي که مسلمانان از آن برخوردر مي شود، همسر مومنه اي است که هرگاه به او نگاه کند مسرور شود و در موقع درخواست کاري از او اطاعت کند و در غياب شوهر خود و مال شوهر را حفظ کند.
طوائف الحکم، ص289
اللهم صل علی محمد و آل محمد
+ نوشته شده در  شنبه سی ام آبان 1388ساعت 5:30 بعد از ظهر  توسط مصطفی  | 

آیا می دانید که حضرت محمد (ص) چگونه اخلاقی داشت؟
آیا می دانید که آنحضرت در مجموع در زندگی شخصی و اجتماعی خود چگونه کردار و رفتاری داشتند؟
مختصری از دیدگاه پیامبر نسبت به خانواده و کودکان...
اخلاق پیامبر گرامی، حضرت محمد (صلی الله علیه و آله)
(2)
پیامبر همچنين به زنان توصيه مي کرد که مراعات همسران خود بکنند و تقاضاي خريد چيزهايي که قادر بر آن نيستند را نکنند و فرمود:
(هر زني که با شوهر خود مدارا نکند و از او چيزي را بخواهد که انجام آن در قدرت او نباشد از چنين زني هيچ کاري قبول نخواهد شد و روز قيامت خدا را ملاقات مي کند در حاليکه خداوند بر او غضبناک است.)

پيامبر (ص) مردان را به ياري زنان در امور خانه تشويق مي کردند و روزي در خانه زهراي مرضيه (س) ديدند علي (ع) عدس پاک مي کند و فاطمه (س) در کنار ديگ نشسته است فرمودند، هر مردي که در امورد خانه به همسر خود کمک مي کند و بر او منت نگذارد، خداوند نام او را در دفتر شهدا مي نويسد.

پيامبر اکرم (ص) با کودکان بسيار مهربان بود، کودکان را در بغل مي گرفت و به آنان احترام مي گذاشت هرگاه در راه با کودکان روبرو مي شد به احترام آنها مي ايستاد، آنها را در آغوش مي گرفت و بر پشت و شانه خود سوار مي کرد و به اصحاب توصيه مي کرد که چنين کنند. کودکان چنان خوشحال مي شدند که هيچگاه خاطره آن را فراموش نمي کردند.
+ نوشته شده در  شنبه سی ام آبان 1388ساعت 5:29 بعد از ظهر  توسط مصطفی  | 
مطلب امروز از نویسنده و محققی است فرانسوی که در سال 1886 با نام ، رنه ژان ماری گنون ، در حومه پاریس متولد شد و در سال 1951 با نام ، عبدالواحد یحیی ، در مصر فوت نمود .

دلایل عمیق گرایش رنه گنون به سیر و سلوک اسلامی همواره برای هموطنانش مبهم ماند وتغییر مذهب او موجب شگفتی جهان غرب شد .

مطلب امروز گرفته شده از فصلی از یکی از کتابهای او به نام ، اسلام و تائوئیسم ، است . فصلی با نام : نگرشی بر کف دست .

« ... بطن علوم سنتی برای غربیان غریب و دور از ذهن است و درک طبیعت حقیقی این علوم برای ایشان دشوار می باشد . امروزه اکثر علوم سنتی برای غربیان کاملا از دست رفته اند و از بقیه این علوم جز تفاله ای بی شکل و مسخ شده چیزی باقی نمانده است تا آنجا که به سطح دستورالعملهای تجربی و " فن پیشگویی " تنزل یافته اند و مسلما فاقد هرگونه ارزش اعتقادی هستند .

با یک مثال می کوشیم تا دور بودن برداشت غربی های کنونی را از واقعیت نشان دهیم . از اینرو اشاره ای چند به اسرار کف دست ( علم الکف ) در حکمت باطنی اسلام می کنیم .

اسرار کف دست هرچند برای کسانی که هیچ اطلاعی از این علم ندارند ، شگفت جلوه خواهد کرد ، در شکل اسلامی اش مستقیما به ، علم الاسماء ، وابسته است . قرارگیری خطوط اصلی در کف دست چپ شکل عدد 81 را می سازد و در کف دست راست 18 را که مجموع آنها 99 یعنی مجموع اسماء الهی است .... و نام الله را پنج انگشت هر دست می سازد : بدین ترتیب که انگشت کوچک الف ، انگشت دوم لام ، انگشت میانی و انگشت اشاره لام دوم ، و انگشت شست ه را می سازد و استفاده از شکل دست در مراسم و سنن اسلامی به عنوان یک سمبول که در همه کشورهای اسلامی به کار می رود از اینجا ناشی می شود ....

.... در کتاب ایوب باب سی و هفتم آمده است : دست هر انسان را مختوم می سازد ، تا جمیع مردمان اعمال او را بدانند . که به اعتقاد ما این مطلب بی ارتباط با نقش اساسی دست در آئین های تبرک و تقدس نیست .... از سوی دیگر رابطه بین بخش های مختلف دست با ستارگان و کواکب عموما شناخته شده و در کف شناسی غربی نیز موجود است ، اما در حالی که کف شناس غربی در آن جز علائم قراردادی چیزی نمی بیند ، در علم الکف پیوندی واقعی بین کف شناسی و ستاره شناسی وجود دارد ....

مطالعه دست چپ طبیعت فرد را نشان می دهد ، یعنی مجموعه تمایلات توانایی ها و استعدادها و در واقع شخصیت مادرزادی او را به ما می نمایاند . اما آنچه را که اکتسابی است در دست راست می یابیم که خطوط آن دائما در تغییرند ....

این اشارات مختصر نشان می دهد که چگونه یک دانش سنتی نظام یافته کاملا به اصول اعتقادی یک دکتر وابسته و پیوسته است .... »
+ نوشته شده در  شنبه سی ام آبان 1388ساعت 5:27 بعد از ظهر  توسط مصطفی  | 
بیل گیتس میلیاردر مشهور جهان فناوری به همراه دیگر دانشمندان با درخواست ثبت امتیاز فناوری که بتواند با استفاده از سرد کردن اقیانوسها خطر تخریبی توفانهای عظیم را کاهش دهد باعث شگفت زدگی بسیاری از متخصصان شده اند.
 

ایده جدید گیتس می تواند از به وجود آمدن خاطرات هولناکی که چهار سال پیش توسط توفان کاترینا به وجود آمد جلوگیری کند. این توفان در ایالت لوئیزیانا در حدود 81 بیلیون دلار خسارت به وجود آورد و جان بیش از 1800 زن و مرد و کودک را گرفت.

طرح جدید بیل گیتس مورد استقبال بسیاری قرار گرفته است اما در عین حال سئوالهایی را درباره ممکن بودن انجام آن برانگیخته است. به گفته گابریل وچی محقق سازمان مطالعات اقیانوس شناسی و اتمسفری برای عملی شدن این ایده باید عملیاتی صورت گیرد که بشر تا کنون آن را انجام نداده است.

توفانها به واسطه آبهای گرم انرژی خود را تامین می کنند به همین دلیل سرد کردن آبهای اطراف توفان می تواند از شتاب توفان بکاهد. بر اساس درخواست ارائه شده در این شیوه قایقهای لوله مانند زیادی در منطقه توفان خیز بر روی سطح آب قرار خواهند گرفت که هر یک دو مجرای آب به طول 152 متر خواهد داشت.

یکی از این مجراها می تواند آب گرم را از سطح اقیانوس به زیر بکشد و دیگری آب سرد را از اعماق اقیانوس به سطح انتقال می دهد. ویلیام گری از مشهورترین توفان شناسان جهان که به مدت 50 سال به مطالعه و پیش بینی طوفانها مشغول بوده است، در عملی بودن این طرح شک دارد.

وی معتقد است مشکل اصلی این طرح سرعت بالای شکل گیری طوفانها است به شکلی که تنها دو یا سه روز زودتر امکان اخطار دادن درباره آغاز یک توفان سهمگین وجود دارد و به همین دلیل انتقال میزان موثر آب سرد از اعماق اقیانوسها به سطح اقیانوس طی این مدت کوتاه کمی مشکل به نظر می رسد.

گری معتقد است این ایده در نوع خود بسیار جالب توجه است اما تنها در حالتی عملی خواهد بود که در ابتدای فصل آغاز توفانها و بر اساس امکان آغاز توفانی بزرگ فعال شوند در این صورت نیز مشکل در این خواهد بود که شاید در تمامی طول فصل هیچ توفانی در راه نباشد و تنها سرمایه زیادی که برای فعالیت این سیستم هزینه خواهد شد از بین برود.

همچنین گری بر این باور است حتی در صورتی که این سیستم به موقع عمل کند، نمی تواند به صورت کامل از وقوع توفان جلوگیری کند. شاید با کمک این روش بتوان تنها مرکز توفان را ضعیف کرد اما امواج خارجی آن همچنان خصوصیات مخرب خود را حفظ خواهند کرد.

کری امانوئل استاد علوم اتمسفری در موسسه ام آی تی نیز درباره عملی بودن این طرح چندان خوشبین نیست. به اعتقاد وی زمان انتقال دادن آب سرد به سطح اقیانوس به منظور کنترل توفان بسیار محدود است.

بیل گیتس و کن کالدریا که نام آنها در درخواست ارائه شده به عنوان مخترع سیستم به ثبت رسیده است تا کنون پاسخی به انتقادات وارد شده به طرح خود ارائه نکرده اند. همچنین تا کنون اطلاعاتی درباره هزینه های مورد نیاز برای عملی شدن چنین پروژه ای اعلام نشده است.

در این میان برخی از دانشمندان که در ارائه این طرح نقش داشته اند معتقدند این فناوری فرایندی نیست که به زودی قابل بهره برداری باشد بلکه در شرایطی مورد استفاده قرار خواهد گرفت که تمامی روشهای ممکن مورد آزمایش قرار گرفته باشد و نیاز به یک فناوری تخفیف و کاهش شتاب توفان به شدت احساس شود.

بر اساس گزارش سی ان ان، گری نیز معتقد است این فناوری طی چند دهه آینده عملی خواهد شد و شاید بتواند تاثیراتی را بر روی کنترل این بلای طبیعی داشته باشد.

گری در رابطه با حضور گیتس در این پروژه می گوید: "به هر حال حضور بیل گیتس با تمامی سرمایه اش برای عملی ساختن چنین پروژه ای خوشحال کننده است."

+ نوشته شده در  شنبه سی ام آبان 1388ساعت 5:27 بعد از ظهر  توسط مصطفی  | 

اعداد چند ضلعی عددهایی هستند، که با شکل چند ضلعی‌های منتظم ارتباط ویژه‌ای دارند. ارتباط ویژه‌ای دارند.خواص ریاضی اعداد چند ضلعی، با مطالعه‌ی این اشکال کشف شده‌اند. بحث در مورد عددهایی که به صورت چند ضلعی هستند، شیرین اما مفصل است. ما در اینجا سعی می کنیم. شما را باعددهای چند ضلعی آشنا کنیم ، و در مورد برخی از آنها نیز فقط به یک خاصیت اشاره کنیم.


الف ـ عددهای مثلثی: اگر چند دکمه یکسان داشته باشید، می توانید آنها را کنار هم طوری قرار‌دهیدکه تشکیل یک مثلث متساوی‌الاضلاع دهند. به طوری که در سطر اول جدول مشاهده می‌کنید، در هر کدام از این مثلث ها فقط یک دکمه در راس قرار‌دارد در هر یک از سطرهای پایین نیز، هر سطر یک دکمه بیشتر از سطر بالای خود دارد. پس شمار دکمه‌های به کار رفته در آنها را، چپ به راست، می‌توان چنین به دست آورد:...،(5+2+۳+۲+4)،(4+2+۲+3)،(1+۲+3)،(1+2)،(۱) و حاصل هر یک از آن ها نیز عدد مثلثی نام دارد.

پس سری اعداد مثلثی چنین خواهد‌بود:  ۷۸،۶۶،۵۵،۴۵،۳۶،۲۸،۲۱،۱۵،۱۰،۶،۳،۱،...

 در اینجا اگر شمار دکمه‌های واقع در یک ضلع مثلث معلوم باشد، تعیین مجموع دکمه‌های آن ساده است. کافی خواهد‌بود، که آن را با تمام اعداد طبیعی متوالی کوچکتر از خود جمع کنیم. مثلاً اگر تعداد دکمه‌ها در یک ضلع ۵ تا باشد، شمارکل دکمه‌ها۱+۲+۳+۴+۵ یعنی ۱۵تا خواهد‌بود.


ب ـ عددهای مربعی: این بار دکمه‌ها را در سطرها و ستونهای مساوی کنار هم قرار می‌دهیم. تا یک مربع تشکیل شود .با توجه به شکلهای مربوطه معلوم می‌گردد. که تعداد دکمه‌ها در آن ها به ترتیب مساوی باتوان دوم اعداد طبیعی ۱و ۲و ۳و ۴و ... خواهد‌بود. در اینجا، با معلوم بودن شمار دکمه‌ها در یک ضلع، تعداد کل آنها در مربع معلوم خواهد بود. و اعداد مربعی عبارت از توان دوم اعداد طبیعی متوالی است، که عبارتند از: ۱۲۱،۱۰۰،۱۱۷،۹۲،۷۰،۵۱،۳۵،۲۲،۱۲،۵،۱،۱۴۴،...

 ج- عددهای به صورت پنج ضلعی : با یک نظر به سومین سطر از جدول متوجه می شوید که اعداد مخمسی نیز عبارتند از: ۱،5،12،22،35،51،70،92،117،145،176، ... ریاضیدانان محاسبه کرده‌اند، که در اینجا نیز با معلوم بودن شمار دکمه‌ها در یک ضلع، تعداد دکمه‌های به کار رفته درکل آن معلوم می‌گردد، کافی است، شمار دکمه‌هایی را که در یک ضلع واقعند، به توان دوم برسانید، و آن را با تمام اعداد طبیعی و متوالی پایین‌تر از خود جمع کنید. مثلاً محاسبه‌ی دکمه‌های به کار رفته در آخرین پنج ضلعی جدول چنین است: ۱+۲+۳+۴+۵۲، که مساوی ۳۵می‌شود. و هر گاه بخواهیم یک عدد مخمسی پیدا کنیم، که یک ضلع شامل ۸ واحد شود، باید چنین کنیم: ۱+۲+۳+۴+۵+۶+۷+۸۲که حاصل ۹۲می‌شود.


د- اعداد شش ضلعی: اعداد شش ضلعی نیز با توجه به شکل عبارتند از:


...، ۲۳۱،۱۹۰،۱۵۳،۱۲۰،۹۱،۶۶،۴۵،۲۸،۱۵،۶،۱


   در اینجا نیز هر عدد به صورت شش ضلعی، برابر است، با تعداد واحدهای آن در یک ضلع، به اضافه‌ی چهار برابر عدد مثلثی ردیف قبل از آن. به عنوان مثال، در آخرین شکل مربوط به شش ضلعی، در یک ضلع ۵ دکمه وجود‌دارد. و می‌‌دانیم که چهارمین عدد‌مثلثی ۱۰ است. پس می‌توان نوشت: ۱۰×۴+۵، که نتیجه ۴۵دکمه می‌‌شود. حالا شما می‌دانید که مثلاً عدد شش ضلعی ۲۳۱ چگونه به دست آمده است.


ه- عددهای هفت ضلعی و هشت ضلعی: اکنون نوبت شماست، که با توجه به اعداد چند ضلعی قبلی، اولاّ طرز تشکیل اعداد مربوط به آنها را معین کنید. ثانیاّ با معلوم بودن تعداد واحدهای یک ضلع از هر کدام چند ضلعی مربوط به آن را هم بیابید.

+ نوشته شده در  شنبه سی ام آبان 1388ساعت 5:26 بعد از ظهر  توسط مصطفی  | 

 

  To fall in love
عاشق شدن

To laugh until it hurts your stomach
آنقدر بخندی که دلت درد بگیره

To find mails by the thousands when you return from a vacation.
بعد از اینکه از مسافرت برگشتی ببینی هزار تا نامه داری

To go for a vacation to some pretty place.
برای مسافرت به یک جای خوشگل بری


To listen to your favorite song in the radio.
به آهنگ مورد علاقت از رادیو گوش بدی

To go to bed and to listen while it rains outside.
به رختخواب بری و به صدای بارش بارون گوش بدی

To leave the Shower and find that the towel is warm
از حموم که اومدی بیرون ببینی حو له ات گرمه !

To clear your last exam.
آخرین امتحانت رو پاس کنی

To receive a call from someone, you don't see a lot, but you want to.
کسی که معمولا زیاد نمی‌بینیش ولی دلت می‌خواد ببینیش بهت تلفن کنه


To find money in a pant that you haven't used since last year.
توی شلواری که تو سال گذشته ازش استفاده نمی‌کردی پول پیدا کنی


To laugh at yourself looking at mirror, making faces.
برای خودت تو آینه شکلک در بیاری و بهش بخندی !!!

Calls at midnight that last for hours.
تلفن نیمه شب داشته باشی که ساعتها هم طول بکشه


To laugh without a reason.
بدون دلیل بخندی

To accidentally hear somebody say something good about you.
بطور تصادفی بشنوی که یک نفر داره از شما تعریف می‌کنه


To wake up and realize it is still possible to sleep for a couple of hours.
از خواب پاشی و ببینی که چند ساعت دیگه هم می‌تونی بخوابی !


To hear a song that makes you remember a special person.
آهنگی رو گوش کنی که شخص خاصی رو به یاد شما می‌یاره


To be part of a team.
عضو یک تیم باشی


To watch the sunset from the hill top.
از بالای تپه به غروب خورشید نگاه کنی


To make new friends.
دوستای جدید پیدا کنی


To feel butterflies! In the stomach every time that you see that person.
وقتی "اونو" میبینی دلت هری بریزه پایین !


To pass time with your best friends.
لحظات خوبی رو با دوستانت سپری کنی


To see people that you like, feeling happy
کسانی رو که دوستشون داری رو خوشحال ببینی


See an old friend again and to feel that the things have not changed.
یه دوست قدیمی رو دوباره ببینید و ببینید که فرقی نکرده


To take an evening walk along the beach.
عصر که شد کنار ساحل قدم بزنی


To have somebody tell you that he/she loves you.
یکی رو داشته باشی که بدونید دوستت داره


remembering stupid things done with stupid friends. To laugh .......laugh. ........and laugh ......
یادت بیاد که دوستای احمقت چه کارهای احمقانه ای کردند و بخندی و بخندی و ....... باز هم بخندی


These are the best moments of life....
اینها بهترین لحظه‌های زندگی هستند


Let us learn to cherish them.
قدرشون روبدونیم


"Life is not a problem to be solved, but a gift to be enjoyed"
زندگی یک هدیه است که باید ازش لذت برد نه مشکلی که باید حلش کرد

وقتی
زندگی 100 دلیل برای گریه كردن
به تو نشان میده
تو 1000 دلیل برای خندیدن
به اون نشون بده.
)چارلی‌ چاپلین(

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 10:43 قبل از ظهر  توسط مصطفی  | 
امسال هم تموم شد دل تنها

                                    دوباره تکرارو تکرار شبها

تا بوده این بوده دل تنها

                                  سال نوت مبارک ای دل تنها

 

میدونم تنهایی میدونم دلتنگی میدونم نازکم تو تحمل کن

زندگی امیده سایه تردیده سرنوشت این بوده گله کمتر کن

 

                         

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم فروردین 1388ساعت 11:39 بعد از ظهر  توسط مصطفی  | 

 با سلام خدمت دوستان گرامی سال نو رو به همتون تبریک میگم امیدوارم سال به سال تو آرزوهاتون گند نزنن تا سال بعد کاراتون تکراری نباشه .

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم فروردین 1388ساعت 11:26 بعد از ظهر  توسط مصطفی  | 
http://whats-happening.net/flash/sg_stone_fa.swf" width="709" height="383">
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم دی 1387ساعت 2:17 بعد از ظهر  توسط مصطفی  | 
مــرا درد و مـــرا درمــان حسين(ع) اســـت

                                            مــــرا اول مــــرا پــــايـــان حسين(ع) است

                دل هـــر کــس بــه ايــمــانــی ســرشتـــــه

                                           مــرا هــم ديـن و هـم ايـمـان حسين(ع) است

                هـــمــه عـــالـــم بـــه اذن حــق تــعــالـــی

                                           چـو عـبــدی ســر به فـرمان حسين(ع) است

                بــهـشــت و جــنــت و فــردوس اعــــــــلا

                                           هــمــه مــعــلـــول پـيـمــان حسين(ع) اســت

                بـــرای هـــــر دلـــی جـــانـــان و جـــانــی

                                           مــرا هــم جــان و هـم جانان حسين(ع) است

                عــقــول جـــن و انـــس و هـم مـلائــــــک

                                            بـه حـّـق حــق کـه حــيـران حسين(ع) اسـت

                 چـو خـواهـم روضـه ی رضــوان بـه فـردا

                                            که من را روضه ی رضوان حسين(ع) است

                 چــرا عــا لــم ز جــانــش نــــــــــاله دارد

                                            مــگـر او هــم پـــريـشــان حسين(ع) اســت

                اگــر خــواهــی ز حــال عـبــد مســــــکين

                                            خـوشـا حـالـش کـه مـهـمـان حسين(ع)اسـت

             

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم دی 1387ساعت 2:9 بعد از ظهر  توسط مصطفی  | 

اي اميد كاروان اي چراغ راه من

 

از فراز نيزه ها لب گشا  اي ماه من

 

تو به روي نيزه ها من كنار محملت

 

يا اخي قران بخوان بر تسلاي دلم

 

اي برادر يا حسين اي برادر يا حسين

 

 

اي بهشت فاطمه قرص روي ماه تو

 

پا به پاي قافله آمدم همراه تو

 

از روي ني كن نگاه بر سكينه دخترت

 

گشته نيلي صورت اين گل نيلوفرت

 

اي برادر يا حسين اي برادر يا حسين

 

پيش چشم كودكان مي خورد بر هم لبت

 

صوت قرآن تو دل مي برد از زينبت

 

در قفاي قافله هر كجا با كودكان

 

 تا چهل منزل سرت بوده  با راز هاي باد

 

 

 

سرگشته ي كوي تو ام يا حسين مولا  ديونه ي كوي توام يا حسين مولا

 

اي كربلاي يان ماه محرم است  ذكر فرشته ها گلبانگ ماتم است

 

اي يادگار زهراي اطهر حسين جان اي  باغبان گل هاي پرپرحسين جانم

 

 

يا آقا امام حسين حاجتما از تو مي خوام...

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم دی 1387ساعت 2:0 بعد از ظهر  توسط مصطفی  |