یا علی اصغر







از همان ابتدایت ای آقا
شده ام آشنایت ای آقا
من فقیر و یتیم و مسکینم
من گدایم گدایت ای آقا
با ظهور هلال ماه رجب
می شوم مبتلایت ای آقا
می شود پهن بین هر خانه
سفره های غذایت ای آقا
دست و دل بازیت چه بسیار است
کرده غوغا عطایت ای آقا
پدر و مادرم به قربانت
همه چیزم فدایت ای آقا
تا زمانی که من نفَس دارم
می نویسم برایت ای آقا
می نویسم که خیلی آقایی
می نویسم که ابن زهرایی
تویی «آقا» و ما همه «بنده»
ظرف ما از وجودت آکنده
مهبط الوحی و معدن العلمی
علم در پیش تو سرافکنده
نه که یک مرتبه... هزاران بار
داده ای تو خبر ز آینده
هادی راه ما احادیثت
نظراتت همیشه سازنده
کوری چشم دشمنان حسود
تویی آن آفتاب تابنده ...
... که همیشه هدایتت باقی ست
پرتو نور توست پاینده
کافی است تا کمی اشاره کنی
شیر در پرده می شود زنده
تویی آن کس که می زند زانو
پیش پای تو شیر درّنده
چه کسی گفته که تو بی یاری؟!
لشکری از فرشتگان داری
با وجود تو کیمیا دارم
خوش به حالم که من تو را دارم
حال و روز مرا ببین آقا
شوق دیدار سامرا دارم
دل من لک زده برای حرم
تا بیایم حرم، دعا دارم
مطمئنّم که می رسم پابوس
چون که یار گره گشا دارم
نوکری روسیاه و بد داری
دلبری خوب و با وفا دارم
با دعای تو بچه هیأتی ام
بین هیأت «بروـ بیا» دارم
می زنم لطمه بر سر و صورت
در عزای تو من عزادارم
بعد از آنی که زهر نوشیدی
به خودت بین حجره پیچیدی
باز هم رنج بی حساب ای وای
باز هم روضه و عذاب ای وای
بی حیاهای مست و لایَعقل
کارشان کار ناصواب ای وای
بی اجازه هجوم آوردند
به در بیت آفتاب ای وای
نیمه ی شب شبیه اجدادت
می دویدی چه با شتاب ای وای
پشت مرکب کشان کشان رفتی
وَ شدی نقش بر تراب ای وای
وارث حیدری و جا مانده
روی دستت رد طناب ای وای
چیده شد در مقابل چشمت
جام های پر از شراب ای وای
با تماشای بزم باده و جام
زنده شد خاطرات مجلس شام
روضه می خواند و بر دهان می زد
آتش روضه را به جان می زد
با همان سوز سینه و اشکش
تیشه بر ریشه ی خزان می زد
روضه ها روضه های سختی شد
چه گریزی در آن میان می زد! ...
...خنده های یزید بی احساس
طعنه هایی به جدّمان می زد
جلوی چشم دخترش، نامرد ...
... به لبش چوب خیزران می زد
ناله می زد تو را خدا بس کن
ولی عمداً چه بی امان می زد
می دوید او به سمت بابایش
به روی خود دوان دوان می زد
به عمو جان خود توسل کرد
حرف هایی به پهلوان می زد
ناگهان مثل فاطمه افتاد
عاقبت از غم پدر جان داد
محمد فردوسی
علامه مجلسى از شيخ طوسى به سند معتبر از امام صادق عليه السلام روايت كرده است :
زنى در مكه طواف مى كرد. آن زن دست خود را از آستين بيرون آورد مردى دست خود را روى دست آن زن نامحرم گذاشت . آن مرد هر چه سعى كرد نتوانست دستش را جدا كند. تا اين كه مردم قطع طواف كردند و همه آن دو را تماشا مى كردند. خبر به والى مكه رسيد، چون والى حاضر شد فقها را طلبيد. تمام فقها فتوا دادند كه دست آن مرد خائن بايد قطع شود، براى اين كه خلاف اسلام رفتار كرده است . والى گفت : آيا كسى از فرزندان محمد صلى الله عليه و آله در اين جا هست ؟
گفتند: بلى امام حسين عليه السلام امشب تشريف فرما شده اند. پس والى حضرت را طلبيد و عرضه داشت : توجه فرماييد چه بلايى بر سر ايشان آمده است ! حضرت اين منظره را ديده رو به سوى كعبه گردانيد و دست به دعا برداشت و ساعتى دعا كرد. پس از دعا به سوى آنها آمد و دست آن مرد را گرفته از دست آن زن جدا كرد. پس از اين جريان والى عرضه داشت : اى پسر رسول خدا، آيا عقاب كنم او را به اين كارى كه كرده است ؟ حضتر فرمودند: نه
شايد غرض حضرت اين بوده كه همان مفتضح شدن ميان مردم مكافات علمشان بوده است . ولى متاسفانه اخيرا عده اى مجهول الحال در لباس روحانيت ترويج وهابيت كرده اين گونه كرامات را منكرند! (۱)
2. معجزه باغ بهشت
هنگامى كه امام حسين عليه السلام از مدينه طيبه به قصد زيارت بيت الله الحرام بيرون شد و در خدمت آن حضرت جمعيت زيادى بودند، مردى از قافله مريض شد و به آن حضرت عرض كرد: به انار خيلى ميل دارم . آن جناب فرمود: در اين بيابان باغى است از انار و ميوه هاى ديگر، برو و هرچه مى خواهى تناول كن . در آن سرزمين قبل از اين باغى نبود. اهل قافله رفتند باغى مشاهده كرده ، داخل آن شدند و هر كس از هر ميوه اى خواست خورد.
و چون از باغ بيرون آمدند از نظرها ناپديد شد (معجزه ديگر در آن وقت از آن حضرت سر زد) در همان حال آهويى پيدا شد حضرت به او اشاره نمود (آهو نزديك آمد)، فرمود او را ذبح كنيد و استخوان آن را نشكنيد آن حيوان را ذبح كردند و گوشت آن را خوردند و استخوان ها را در پوستش نهادند. آن حضرت دعا كرد و آهو زنده شد پس به اصحاب فرمود هر كدام به شير آهو مايل باشيد از آن بدوشيد. همه از آن دوشيدند و آشاميدند و به بركت دعاى حضرت همه را كفايت كرد. بعد به آهو فرمود تو را چند طفل است و انتظارت را مى كشند برو آنها را شير بده . (۲)
۳. زنده شدن مرده به دعاى امام حسين عليه السلام
يحياى ام طويل گويد: نزد مولايم امام حسين عليه السلام بودم كه جوانى بر آن حضرت داخل شد و او مى گريست . حضرت فرمود: چه تو را مى گرياند جوان عرض كرد: يابن رسول الله ، همانا مادرم در اين ساعت مرد و ثروتى زياد واگذارده و به من وصيتى نكرده و نمى دانم كجا او را دفن كنم (و او را از آن مال بازداشته بود) حضرت فرمود: هنگام مرگ به تو چه گفت ؟ عرض كرد: به من گفت : چون خواستى كارى براى من انجام دهى به جا نياور مگر به آنچه فرزند دختر رسول خدا اشاره فرمايد. اكنون اى مولايم چه مى فرمايى ؟
حضرت فرمود: آيا دوست دارى خداوند مادر تو را زنده كند و تو را به آنچه مى خواهى خبر دهد؟
آن جوان گفت : چه بسيار نيك است ، حضرت برخاست و با آن جوان روانه شد و مردم هم با آنان روانه شدند تا به منزل مادر او رسيدند. حضرت بر سر مادر او ايستاد و خداى عزوجل را به دعاهايى خواند كه نفهميدم . بعد فرمود: قومى يا امه الله باذن الله تعالى و اوصى الى ابنك بما تريدين . اى كنيز خدا به اذن خداى تعالى برخيز و به پسرت آنچه خواهى وصيت كن . ناگاه آن زن برخاست و شهادت داد و گفت : السلام عليك يابن رسول الله ، همانا نزد من مال زيادى بود در فلان جا نهادم ، آن را بيرون آور و دو سوم آن براى شما هر چه خواهيد بكنيد و ثيك سوم ديگر را به همين پسرم بده اگر مى دانى دوست شماست و اگر مخالف است از آن منعش فرما، زيرا مال من حرام است بر كسى كه شما اهل بيت را دشمن بدارد. آن زن دوباره مرد و حضرت فرمود: او را غسل دهيد و دفن كنيد.
4. زنده كردن اسبان
طبيبى بود اهل موصل از دوستان معاويه كه او را خليفه مى دانست . روزى يكى از پيروان مكتب علوى با او ملاقات كرد و در ضمن اتمام حجت به او فهمانيد كه امام بايد داراى فضايل و مكارم اخلاق باشد و اكنون علايم امات حجت به او فهمانيد كه امام بايد داراى فضايل و مكارم اخلاق باشد و اكنون علايم امامت در حسين بن على موجود است ، و از خوان احسان او ايتام و ارامل و مساكين بهره ورند، سخنان او را در دل آن طبيب موثر شد، اما با خود گفت : مى بايد گفتار اين كس را محك زد، اتفاقا در همسايگى او بيوه زنى بود كه يتيمى داشت و آن زن مريض شد. پسرش را نزد طبيب فرستاد و گفت : مادرم چنان حالتى يافته ، طبيب پس از استفسار از عقيده آن پسر ديد از محبان حسين عليه السلام است ، گفت : علاج مرض مادرت جگر اسبى است فلان رنگ . يتيم گفت : از كجا فراهم كنم ؟ پاسخ داد: از امامت حسين بطلب
آن طبيب خدمت امام حسين آمد و از غلامان خواست او را به طويله ببرند تا اسب ها را بنگرد. چون آنها را كشته ديد پرسيد نه براى چه اينها را كشته اند؟ گفتند: براى يتيمى كه مادرش معالجه شود طبيب تقاضا كرد خدمت حضرت برسد. چون او را آوردند به قدم هاى آن بزرگوار افتاد و از شيعيان شد. حضرت علت پرسيد؟ او جريان را بيان كرد. حضرت فرمود: اينها سهل است ، بيا تا به تو امرى بالاتر بنمايم و دعا نمود: الهى تو قادرى اينها را زنده كنى ، اگر ما را نزد تو قرب و منزلتى است به حرمت جد و پدر و مادر و برادرم اينها را زنده گردان اسبان به قدرت بارى زنده شدند.(۳)
۵. معجزه فرار تب
زراره بن اعين گويد: امام صادق عليه السلام آن مهد مرا حديث نمود كه عبدالله بن شداد بن الهادى احبشى مريض شد و سخت تب كرد، حسين بن على عليه السلام چون اين بدانست به عيادت او رفت . هنگامى كه از در خانه وارد شد، تب از عبدالله بيرون شد، عرض كرد: شاد و شاكرم از آن منزلت كه خداوند شما را عطا فرموده همانا تب از شما گريزان است . حضرت فرمود: والله ما خلق الله شيئا الا قد امره بالطاعه لنابه خدا سوگند خداوند چيزى را نيافريد مگر اين كه او را به اطاعت ما امر نمود. عبدالله عرض كرد:
در اين هنگام صدايى شنيدم و كسى را نديدم كه همى گويد: لبيك .
۶ . داستان زن صابئى
عالم و فقيه فرزانه آيه الله العظمى آقاى حاج سيد محمد حسينى شيرازى دام ظله العالى در كتاب عاشورا روز تجديد اسلام معجزه اى را از حضرت امام حسين عليه السلام نقل مى كند، ايشان مى فرمايد: در كربلا با صائبى ها مباحثات فراوانى شنيده ام ، از جمله آنها اين داستان است .
يك زن صائبى شب عاشورا به يكى از مجالس سيدالشهدا عليه السلام كه در همسايگى آنها بر پا بوده مى رود و براى دختر خود مقدارى برنج به عنوان تبرك درخواست مى كند و از صاحب منزل مى خواهد اين امر را براى كسى نگويد، چون نزد صائبى ها اين كار بسيار ناخوشايند بوده و جرم به حساب مى آمد و اگر اين امر افشا مى شد احيانا به كشته شدن او مى انجاميده است .
بعد از گذشت يك سال با روى باز و چهره خندان به صاحب مجلس مى گويد: به بركت مجلس سيدالشهدا عليه السلام ، دخترم بعد از 13 سال حامله گشته و فرزندى به او عنايت شده كه نامش را حسين گذاشتيم و به اين وسيله تمام آن خانواده به دين اسلام مشرف مى شوند.(۴)
۷. معجزه انگور
در مدينه المعاجز عبدالله بن محمد گويد: در مسجد در محضر مقدس حسين بن على عليهما السلام نشسته بوديم ، فرزندش على اكبر در آمد و از پدر بزرگوارش در غير موسم انگور طلبيد. آن حضرت دست مباركش را بر ستون مسجد زد و انگور و موز بيرون آورد و فرمود: ما عند الله لاوليائه اكثر، آنچه نزد خداوند است براى دوستانش بيشتر از اين خواهد بود. (۵)
۱ . تحفة الزائر، علامه مجلسى ، چاپ سنگى
۲. بحار، ج 98، ص 1163 ، كامل الزيارات ، باب 20679.
۳. بحار ج 98، ص 50، (ح 1 و 2 )كامل الزيارات ، باب 46، ص 128 - 129.
۴. بحار ج 98 ، ص 68، كامل الزيارات ، باب 77، ص 190.
۵. بحار، ج 98، ص 15، كامل الزيارات ، باب 98، ص 297











به ايوان مي روم و انگشتانم را
بر پوست كشيده ي شب مي كشم.
چراغ هاي رابطه تاريك اند،چراغ هاي رابطه تاريكند.
كسي مرا به آفتاب معرفي نخواهد كرد.
كسي مرا به ميهماني گنجشك ها نخواهد برد.
پرواز را به خاطر بسپار ،
پرنده مردني ست.
فروغ فرخزاد
و چه لرزي كه دويد از بن غم تا به بهشت.
من در خويش،وكلاغي لب حوض.
خاموشي،و يك زمزمه ساز.
تنه ي تاريكي،تبر نقره ي نور.
و گوارايي بي گاه خطا،بوي تباهي ها،گردش زيست.
شب دانايي. و جدا ماندم: كو سختي پيكر ها،كو بوي زمين
چينه ي بي بعد پري ها؟
اينك باد،پنجره ام رفته بي پايان.
خوني ريخت،بر سينه ي من ريگ بيابان!
چيزي گفت،و زمان ها بر كاج حياط،همواره وزيد و وزيد.
اين هم گل انديشه،آنهم بت دوست.
ني ، كه اگر بوي لجن مي آيد،آن هم غوك كه دهانش
ابديت خورده است.
ديدار دگر،آري: روزن زيباي زمان.
ترسيد ،دستم به زمين آميخت،هستي لب آيينه نشست،
خيره به من:غم ناميرا.
رونق عهد شبابست دگر بستان را میرسد مژده گل بلبل خوش الحان راگر چنین جلوه کند معنبچه باده فروش خاکروب در میخانه کنم مژگان را
♥♥♥♥♥♥♥♥
جان درازی تو بادا که یقین میدانم
در کمان ناوک مژگان تو بی چیزی نیست
♥♥♥♥♥
درآب و رنگ رخسارش چه جان دادیم و خون خوردیم
چو نقشش دست داد اول رقم بر جان سپاران زد
منش با خرقه پشمین کجا اندر کمند آرام
زره موئی که مژگانش ره خنجر گزاران زد
♥♥♥
دوش در حلقه ما قصه گیسوی تو بود
تا دل شب سخن از سلسله موی تو بود
دل که از ناوک مژگان تو در خون میگشت
باز مشتاق کمانخانه ابروی تو بود
♥♥♥
روز مرگم نفسی وعده دیدار بده
وانگهم تا به لحد فارغ و آزاد ببر
دوش میگفت بمژگان درازت بکشم
یارب از خاطرش اندیشه بیداد ببر
♥♥♥
به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینم
بیا کز چشم بیمارت هزاران درد بر چینم
الا ای همنشین دل که یارانت برفت از یاد
مرا روزی مبادآن دم که بی یاد تو بنشینم
♥♥♥
شاه شمشاد قدان خسروشیرین دهنان
که بمژگان شکند قلب همه صف شکنان
مست بگذشت و نظر بر من درویش انداخت
گفت ای چشم و چراغ همه شیرین سخنان
♥♥♥
Mozhgan.bLoGfA.iR
مراحل زیر را به ترتیب انجام دهید . تا معجزه ای شگفت انگیز را متوجه شوید.(این مطلب برگرفته از اساطیر چینی است)
1- ابتدا کف دو دستتان را روبروی هم قرار دهید و دو انگشت میانی دست های چپ و راستتان را پشت به پشت هم بچسبانید.
2- چهار انگشت باقی مانده را از نوک آنها به هم متصل کنید.
3- به این ترتیب تمامی پنج انگشت به قرینه شان در دست دیگر متصل هستند.
4- سعی کنید انگشتان شست را از هم جدا کنید. انگشت شست نمایانگر والدین است. انگشت های شست می توانند از هم جدا شوند زیرا تمام انسان ها روزی می میرند . به این صورت والدین ما روزی ما را ترک خواهند کرد.
5-لطفا مجددا انگشت های شست را به هم متصل کنید . سپس سعی کنید انگشت های دوم را از هم جدا نمائید. انگشت دوم (انگشت اشاره ) نمایانگر خواهران و برادران هستند. آنها هم برای خودشان همسر و فرزندانی دارند. این هم دلیلی است که انها ما را ترک کنند.
6- اکنون انگشت های اشاره را روی هم بگذارید و انگشت های کوچک را از هم جدا کنید. انگشت کوچک نماد فرزندان شما است. دیر یا زود آنها ما را ترک می کنند تا به دنبال زندگی خودشان بروند.
7- انگشت های کوچک را هم به روی هم بگذارید. سعی کنید انگشت های چهارم (همان ها که در آن حلقه ازدواج را قرار می دهیم) را از هم باز کنید. احتمالا متعجب خواهید شد که می بینید به هیچ عنوان نمی توانید آنها را از هم باز کنید. به این دلیل که آنها نماد زن و شوهری هستند که برای تمام عمر به هم متصل باقی می مانند.
عشق های واقعی همیشه و همه جا به هم متصل باقی می مانند.
نظر شما چی هست ؟
حقيقتي کوچک براي آناني که مي خواهند زندگي خود را 100% بسازند!!!
اگر
A B C D E F G H I J K L M N O P Q R S T U V W X Y Z
برابر باشد با
1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26
(تلاش سخت) Hard work
H+A+R+D+W+O+ R+K
8+1+18+4+23+ 15+18+11= 98%
*
(دانش) Knowledge
K+N+O+W+L+E+ D+G+E
11+14+15+23+ 12+5+4+7+ 5=96%
*
(عشق) Love
L+O+V+E
12+15+22+5=54%
*
خيلي از ما فکر ميکرديم اينها مهمترين باشند مگه نه؟!!!
پس چه چيز 100% را ميسازد؟؟؟
(پول) Money
M+O+N+E+Y
13+15+14+5+25= 72%
*
(رهبري) Leadership
L+E+A+D+E+R+ S+H+I+P
12+5+1+4+5+18+ 19+9+16=89%
*
پس براي رسيدن به اوج چه کنيم؟
(نگرش) Attitude
1+20+20+9+20+ 21+4+5=100%
*
اگر نگرشمان را به زندگي، گروه و کارمان عوض کنيم زندگي 100% خواهد شد.
نگرش همه چيز را عوض ميکند، نگرشت را عوض کن همه چيز عوض ميشود...
قصد داریم تا اینبار یک ترفند فوق العاده را برای شما معرفی کنیم. مطمئنأ برای شما نیز پیش آمده که دوست داشته باشید گاهی ناشناس بمانید. این ترفند روشی را به شما معرفی میکند که میتوانید پیام کوتاه متنی SMS ارسال کنید به شکلی که شماره شما برای فرد مورد نظر نمایش پیدا نکند و کاملأ مخفی میمانید. این ترفند خصوصیاتی دارد که باید گوشی فرستنده و دریافت کننده آن را دارا باشد. پیشنهاد میکنیم این ترفند را حدأقل یکبار تست کنید تا نتیجه را ببینید.
ابتدا به این نکات دقت کنید:
این ترفند تنها روی گوشی هایی قابل اجراست که قابلیتی به نام Email gateway را دارا باشند. گوشی هایی که این قابلیت رو دارند اکثرأ سونی اریکسون هستند همانند W800 , W810 , W550 ,K750 , K700 , S700 و ... .
برای استفاده از این ترفند باید هر دو گوشی فرستنده و دریافت کننده قابلیت Email gateway را دارا باشند. پس پیش از هرکاری این موضوع رو یقین پیدا کنید.
اکنون همانند دستورالعمل زیر مراحل را طی کنید ، تنها ممکن است بسته به تنوع گوشی شما مقداری تغییرات وجود داشته باشد:
ابتدا از منوی اصلی وارد قسمت Messaging شوید. سپس به قسمت Settings رفته و به بخش Text Messaging وارد شوید. در قسمت بعد به Email gateway رفته و شماره فردی که میخواهید SMS را برایش ارسال کنید را وارد کرده و Add کنیم.
حالا به عقب بازگردید ، پس از وارد شده مجدد به بخش Messaging ، قسمت Write New را انتخاب کنید. Text Message را انتخاب کنید ، متن مورد نظر را تایپ نمایید و Continue را انتخاب کنید. اکنون گزینه اول یعنی Enter Email Address را انتخاب کرده و ایمیل info@far30mobile.com را وارد نمایید. در پایان پیام را ارسال کنید.
اکنون فرد مورد نظر به هنگام دریافت پیام به جای شماره شما آدرس ایمیلی که وارد کردید را مشاهده خواهد
ایده جدید گیتس می تواند از به وجود آمدن خاطرات هولناکی که چهار سال پیش توسط توفان کاترینا به وجود آمد جلوگیری کند. این توفان در ایالت لوئیزیانا در حدود 81 بیلیون دلار خسارت به وجود آورد و جان بیش از 1800 زن و مرد و کودک را گرفت.
طرح جدید بیل گیتس مورد استقبال بسیاری قرار گرفته است اما در عین حال سئوالهایی را درباره ممکن بودن انجام آن برانگیخته است. به گفته گابریل وچی محقق سازمان مطالعات اقیانوس شناسی و اتمسفری برای عملی شدن این ایده باید عملیاتی صورت گیرد که بشر تا کنون آن را انجام نداده است.
توفانها به واسطه آبهای گرم انرژی خود را تامین می کنند به همین دلیل سرد کردن آبهای اطراف توفان می تواند از شتاب توفان بکاهد. بر اساس درخواست ارائه شده در این شیوه قایقهای لوله مانند زیادی در منطقه توفان خیز بر روی سطح آب قرار خواهند گرفت که هر یک دو مجرای آب به طول 152 متر خواهد داشت.
یکی از این مجراها می تواند آب گرم را از سطح اقیانوس به زیر بکشد و دیگری آب سرد را از اعماق اقیانوس به سطح انتقال می دهد. ویلیام گری از مشهورترین توفان شناسان جهان که به مدت 50 سال به مطالعه و پیش بینی طوفانها مشغول بوده است، در عملی بودن این طرح شک دارد.
وی معتقد است مشکل اصلی این طرح سرعت بالای شکل گیری طوفانها است به شکلی که تنها دو یا سه روز زودتر امکان اخطار دادن درباره آغاز یک توفان سهمگین وجود دارد و به همین دلیل انتقال میزان موثر آب سرد از اعماق اقیانوسها به سطح اقیانوس طی این مدت کوتاه کمی مشکل به نظر می رسد.
گری معتقد است این ایده در نوع خود بسیار جالب توجه است اما تنها در حالتی عملی خواهد بود که در ابتدای فصل آغاز توفانها و بر اساس امکان آغاز توفانی بزرگ فعال شوند در این صورت نیز مشکل در این خواهد بود که شاید در تمامی طول فصل هیچ توفانی در راه نباشد و تنها سرمایه زیادی که برای فعالیت این سیستم هزینه خواهد شد از بین برود.
همچنین گری بر این باور است حتی در صورتی که این سیستم به موقع عمل کند، نمی تواند به صورت کامل از وقوع توفان جلوگیری کند. شاید با کمک این روش بتوان تنها مرکز توفان را ضعیف کرد اما امواج خارجی آن همچنان خصوصیات مخرب خود را حفظ خواهند کرد.
کری امانوئل استاد علوم اتمسفری در موسسه ام آی تی نیز درباره عملی بودن این طرح چندان خوشبین نیست. به اعتقاد وی زمان انتقال دادن آب سرد به سطح اقیانوس به منظور کنترل توفان بسیار محدود است.
بیل گیتس و کن کالدریا که نام آنها در درخواست ارائه شده به عنوان مخترع سیستم به ثبت رسیده است تا کنون پاسخی به انتقادات وارد شده به طرح خود ارائه نکرده اند. همچنین تا کنون اطلاعاتی درباره هزینه های مورد نیاز برای عملی شدن چنین پروژه ای اعلام نشده است.
در این میان برخی از دانشمندان که در ارائه این طرح نقش داشته اند معتقدند این فناوری فرایندی نیست که به زودی قابل بهره برداری باشد بلکه در شرایطی مورد استفاده قرار خواهد گرفت که تمامی روشهای ممکن مورد آزمایش قرار گرفته باشد و نیاز به یک فناوری تخفیف و کاهش شتاب توفان به شدت احساس شود.
بر اساس گزارش سی ان ان، گری نیز معتقد است این فناوری طی چند دهه آینده عملی خواهد شد و شاید بتواند تاثیراتی را بر روی کنترل این بلای طبیعی داشته باشد.
گری در رابطه با حضور گیتس در این پروژه می گوید: "به هر حال حضور بیل گیتس با تمامی سرمایه اش برای عملی ساختن چنین پروژه ای خوشحال کننده است."
اعداد چند ضلعی عددهایی هستند، که با شکل چند ضلعیهای منتظم ارتباط ویژهای دارند. ارتباط ویژهای دارند.خواص ریاضی اعداد چند ضلعی، با مطالعهی این اشکال کشف شدهاند. بحث در مورد عددهایی که به صورت چند ضلعی هستند، شیرین اما مفصل است. ما در اینجا سعی می کنیم. شما را باعددهای چند ضلعی آشنا کنیم ، و در مورد برخی از آنها نیز فقط به یک خاصیت اشاره کنیم.
الف ـ عددهای مثلثی: اگر چند دکمه یکسان داشته باشید، می توانید آنها را کنار هم طوری قراردهیدکه تشکیل یک مثلث متساویالاضلاع دهند. به طوری که در سطر اول جدول مشاهده میکنید، در هر کدام از این مثلث ها فقط یک دکمه در راس قراردارد در هر یک از سطرهای پایین نیز، هر سطر یک دکمه بیشتر از سطر بالای خود دارد. پس شمار دکمههای به کار رفته در آنها را، چپ به راست، میتوان چنین به دست آورد:...،(5+2+۳+۲+4)،(4+2+۲+3)،(1+۲+3)،(1+2)،(۱) و حاصل هر یک از آن ها نیز عدد مثلثی نام دارد.
پس سری اعداد مثلثی چنین خواهدبود: ۷۸،۶۶،۵۵،۴۵،۳۶،۲۸،۲۱،۱۵،۱۰،۶،۳،۱،...
در اینجا اگر شمار دکمههای واقع در یک ضلع مثلث معلوم باشد، تعیین مجموع دکمههای آن ساده است. کافی خواهدبود، که آن را با تمام اعداد طبیعی متوالی کوچکتر از خود جمع کنیم. مثلاً اگر تعداد دکمهها در یک ضلع ۵ تا باشد، شمارکل دکمهها۱+۲+۳+۴+۵ یعنی ۱۵تا خواهدبود.
ب ـ عددهای مربعی: این بار دکمهها را در سطرها و ستونهای مساوی کنار هم قرار میدهیم. تا یک مربع تشکیل شود .با توجه به شکلهای مربوطه معلوم میگردد. که تعداد دکمهها در آن ها به ترتیب مساوی باتوان دوم اعداد طبیعی ۱و ۲و ۳و ۴و ... خواهدبود. در اینجا، با معلوم بودن شمار دکمهها در یک ضلع، تعداد کل آنها در مربع معلوم خواهد بود. و اعداد مربعی عبارت از توان دوم اعداد طبیعی متوالی است، که عبارتند از: ۱۲۱،۱۰۰،۱۱۷،۹۲،۷۰،۵۱،۳۵،۲۲،۱۲،۵،۱،۱۴۴،...
ج- عددهای به صورت پنج ضلعی : با یک نظر به سومین سطر از جدول متوجه می شوید که اعداد مخمسی نیز عبارتند از: ۱،5،12،22،35،51،70،92،117،145،176، ... ریاضیدانان محاسبه کردهاند، که در اینجا نیز با معلوم بودن شمار دکمهها در یک ضلع، تعداد دکمههای به کار رفته درکل آن معلوم میگردد، کافی است، شمار دکمههایی را که در یک ضلع واقعند، به توان دوم برسانید، و آن را با تمام اعداد طبیعی و متوالی پایینتر از خود جمع کنید. مثلاً محاسبهی دکمههای به کار رفته در آخرین پنج ضلعی جدول چنین است: ۱+۲+۳+۴+۵۲، که مساوی ۳۵میشود. و هر گاه بخواهیم یک عدد مخمسی پیدا کنیم، که یک ضلع شامل ۸ واحد شود، باید چنین کنیم: ۱+۲+۳+۴+۵+۶+۷+۸۲که حاصل ۹۲میشود.
د- اعداد شش ضلعی: اعداد شش ضلعی نیز با توجه به شکل عبارتند از:
...، ۲۳۱،۱۹۰،۱۵۳،۱۲۰،۹۱،۶۶،۴۵،۲۸،۱۵،۶،۱
در اینجا نیز هر عدد به صورت شش ضلعی، برابر است، با تعداد واحدهای آن در یک ضلع، به اضافهی چهار برابر عدد مثلثی ردیف قبل از آن. به عنوان مثال، در آخرین شکل مربوط به شش ضلعی، در یک ضلع ۵ دکمه وجوددارد. و میدانیم که چهارمین عددمثلثی ۱۰ است. پس میتوان نوشت: ۱۰×۴+۵، که نتیجه ۴۵دکمه میشود. حالا شما میدانید که مثلاً عدد شش ضلعی ۲۳۱ چگونه به دست آمده است.
ه- عددهای هفت ضلعی و هشت ضلعی: اکنون نوبت شماست، که با توجه به اعداد چند ضلعی قبلی، اولاّ طرز تشکیل اعداد مربوط به آنها را معین کنید. ثانیاّ با معلوم بودن تعداد واحدهای یک ضلع از هر کدام چند ضلعی مربوط به آن را هم بیابید.
|
To fall in love
|
دوباره تکرارو تکرار شبها
تا بوده این بوده دل تنها
سال نوت مبارک ای دل تنها
میدونم تنهایی میدونم دلتنگی میدونم نازکم تو تحمل کن
زندگی امیده سایه تردیده سرنوشت این بوده گله کمتر کن







با سلام خدمت دوستان گرامی سال نو رو به همتون تبریک میگم امیدوارم سال به سال تو آرزوهاتون گند نزنن تا سال بعد کاراتون تکراری نباشه .
مــــرا اول مــــرا پــــايـــان حسين(ع) است
دل هـــر کــس بــه ايــمــانــی ســرشتـــــه
مــرا هــم ديـن و هـم ايـمـان حسين(ع) است
هـــمــه عـــالـــم بـــه اذن حــق تــعــالـــی
چـو عـبــدی ســر به فـرمان حسين(ع) است
بــهـشــت و جــنــت و فــردوس اعــــــــلا
هــمــه مــعــلـــول پـيـمــان حسين(ع) اســت
بـــرای هـــــر دلـــی جـــانـــان و جـــانــی
مــرا هــم جــان و هـم جانان حسين(ع) است
عــقــول جـــن و انـــس و هـم مـلائــــــک
بـه حـّـق حــق کـه حــيـران حسين(ع) اسـت
چـو خـواهـم روضـه ی رضــوان بـه فـردا
که من را روضه ی رضوان حسين(ع) است
چــرا عــا لــم ز جــانــش نــــــــــاله دارد
مــگـر او هــم پـــريـشــان حسين(ع) اســت
اگــر خــواهــی ز حــال عـبــد مســــــکين
خـوشـا حـالـش کـه مـهـمـان حسين(ع)اسـت



اي اميد كاروان اي چراغ راه من
از فراز نيزه ها لب گشا اي ماه من
تو به روي نيزه ها من كنار محملت
يا اخي قران بخوان بر تسلاي دلم
اي برادر يا حسين اي برادر يا حسين
اي بهشت فاطمه قرص روي ماه تو
پا به پاي قافله آمدم همراه تو
از روي ني كن نگاه بر سكينه دخترت
گشته نيلي صورت اين گل نيلوفرت
اي برادر يا حسين اي برادر يا حسين
پيش چشم كودكان مي خورد بر هم لبت
صوت قرآن تو دل مي برد از زينبت
در قفاي قافله هر كجا با كودكان
تا چهل منزل سرت بوده با راز هاي باد

سرگشته ي كوي تو ام يا حسين مولا ديونه ي كوي توام يا حسين مولا
اي كربلاي يان ماه محرم است ذكر فرشته ها گلبانگ ماتم است
اي يادگار زهراي اطهر حسين جان اي باغبان گل هاي پرپرحسين جانم

يا آقا امام حسين حاجتما از تو مي خوام...


